خرید بک لینک

ترس از هجوم گریزهایت از من

و ردپایت روی قلب خسته ام

و این تو

که حتی اندکی من در حساب هایت نمیگنجم

و در انتهای قلبت؛ همان شهر بزرگ شادانه؛

که گویی فقط یک گورستان دارد

و آن گورستان فقط یک گور دارد مرا به خاک سپرده ای

سرد است

تنگ است

تاریک است واما عمیق است

و ترس اینکه از این عمق هم به بیرون از قلب خود سقوطم خواهی داد

گور من

برچسب: نویسنده: باران احمدی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 18:15

صفحه بندی