بیا تا برایت قصه های تنهاییم را بگویم.
بیا تا شعر سکوت هر شبم را برایت بخوانم.
بیا تا افسانه ی سوختنم را احساس کنی وقتی که باد خاکسترم را به آسمان می برد.
بیا تا بغضم را ببینی که چگونه آهسته آهسته جانم را می گیرد.
نمی دانم کیستی و کجایی
اما زیر باران که قدم می زنم احساست می کنم...

برچسب:
نویسنده: باران احمدی