خرید بک لینک

عشق و عقل جدای از هم نیستند، بلکه عشق و عقل در کنار هم به معنی واقعی خود می رسند.

عقلی که در آن عشقی نباشد هدفی ندارد پس به هرچه برسد در اصل به هیچ رسیده و عشقی که عاقلانه نباشد سرانجامی ندارد زیرا عشق برای عقل هدف می سازد و عقل برای عشق راه های رسیدن به هدف را. پس هدفی که راه رسیدن نداشته باشد دست نیافتنی است.

حال می توانیم معشوقه ی خود را در ذهن آنگونه که می خواهیم با کمک عقل بسازیم. رفتار های او، سیرت او و حتی لباس های او را می توان در ذهن تصور کرد. اما باید جای صورت او را خالی گذاشت و در زندگی همیشه جای صورت او را سوالی برای خود قرار دهیم که چه کسی می تواند صورت این تصور را برای من پر کند؟ چه کسی می تواند رفتارها، سیرت و خُلقیات این تصور را داشته باشد؟ و در اصل چه کسی شایسته ی من است. آنگاه که چنین کسی را پیدا کردیم می توانیم صورت او را به جای صورت تصور ذهنیمان قرار دهیم و عشقی که داشته ایم و صورت نداشت و شخصی مجهول از لحاظ شکل بود را از اول با هویت بدانیم. اینگونه نسبت به طرف مقابل احساس عشق بیشتری می کنیم به گونه ای که انگار سالیان سال بوده که منتظر او بوده ایم و حال به او رسیده ایم.

حال اتمام این دوری چه خوشایند می تواند باشد و چه لذتی به انسان می بخشد. حالا که این دوری به پایان رسیده سعی می کنیم از لحظات در کنار هم بودن بهترین استفاده را کنیم چون طعم لحظات سخت دوری را چشیده ایم.

برچسب: نویسنده: باران احمدی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 18:16

صفحه بندی