خرید بک لینک

گاهی اوقات در ذهن خویش گذشته و خاطرات را یاد آور می شوم گذشته ای که گذشته و تنها یادی و حسرتی از آن مانده است. با خود می اندیشم که آیا آینده هم خاطراتی به ارمغان می آورد و آیا تلخی و شیرینی آن به گونه ای است که یادآوری آن ها مرا وادار به گریستن و یا خندیدن کند. گاه از اینکه اینگونه نباشد می ترسم و می رنجم. اما آنچه هست این است که آینده هم جزئی از زندگی ما خواهد بود و چرخه ی زندگی ماست به گونه ای که هم اکنون هر ثانیه از آن به زمان حال می رسد و طولی نمی کشد که حتی به یک چشم به هم زدن هم نرسیده به گذشته می پیوندد در این گذر زمان هر کس برای خود آرزوها و برنامه هایی برای آینده می چیند که یا به آن هامی رسد یا به آن ها نمی رسد و افرادی که به آن ها می رسند.زندگی خود را در مسیر رسیدن به آن ها قرار داده اند.

من نمی دانم تا چه حد در مسیر رسیدنبه این آرزو ها و اهداف هستم. نمی دانم آیا به آن ها می رسم و یا نمی رسم پس حال که می نویسم به این نتیجه می رسم که آینده نگری فقط بافتن اهداف و رؤیاها و آرزوهاست و گذشته نیز وقایع گذشته اند که نمی توان آن ها را تغییر داد اما این تفاوت اساسی بین آینده و گذشته وجود دارد که می توان آینده را تغییر داد و تغییر آن مستلزم شناخت زمان حال است. همین اکنون که قلم جوهرش را بر روی کاغذ به یادگار می گذارد، همین اکنون که ثانیه بین آینده و گذشته است.

وقتی به گونه ای عادی به زمان حال می نگریم درک آن را همچون صرف صیغه ی مضارع مستمر می پنداریم، اما وقتی از دید دگر به آن ها نگاه می کنیم درک این زمان بسیار سخت و پیچیده می شود، زمانی بین آینده و گذشته! یعنی این زمان چه وقتی است که برای درک آن نیاز است که یک ثانیه شمار یا نه باید یک صدم ثانیه شمار یا یک هزارم ثانیه شمار و یا واحدی کوچکتر از آن باشی و این حقیقت وجود دارد که همه ی موفقیت ها زمانی به انجام می رسند که این زمان (حال) را بشناسیم.

فردا و ديروز با هم دست به يكي كردن ..ديروز با خاطراتش من را فريب داد فردا با وعده هايش مرا خواب كرد وقتي چشم گشودم امروز را از دست داده بودم

برچسب: نویسنده: باران احمدی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 18:16

صفحه بندی